رد پای باران...

خرید بک لینک
گاه قلم به دست میگیرم تا شروع به نوشتن کنم...می خواهم بنویسم، کلمات را بالا پایین میکنم ولی قلم بی حرکت می ماند و خیره به صفحه. دستم به نوشتن نمی رود با اینکه نیاز و شوق و شور نوشتن دارم.حتی در این صفحه غریب که خلوتی است برای خودم توانی نیست در نوشتن.دلیلش را نمی دانم تردید است یا وسواس یا رد پای باران......

ما را در سایت رد پای باران... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 19:45

پاییز هم قشنگیای خودش را دارد...و پر حادثه برای من...آمدم... شکستم...مردم و باز جوری دگر متولد شدم...از آمدنم گفته ام از شکستن و مردنم هم جایی برای گفتن نیست ...دگر همه چیز برایم محترم است حتی دردهایم و هر چه در پاییز من سهمی دارد...دل کندم از خودم و دلخوشم به جور دگرم و آخرین ماه پاییز که هماره به آن دلخوشم...

رد پای باران......

ما را در سایت رد پای باران... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 19:45

صفحه بندی